روزمرگی

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

همیشه آب وغذا پشت میز  می خوردیم

 

و میوه های خدا  را  تمیز  می خوردیم

 

 

صدای قاشق ، چنگال ،استکان پر بود

 

و چای ،قهوه ونسکافه  نیز می خوردیم

 

 

انار  داخل  بشقاب   را   یواش  یواش

 

میان خنده ی هم ترد وریزمی خوردیم

 

 

و بوی بستنی  و عطر یاس  می پیچید

 

وروی صندلی خواب چیز می خوردیم

 

 

شراب  سبز خدا را  که  وام  می دادند

 

کنار  پنجره  با یک عزیز می خوردیم

 

 

هزارسفره ی پررنگ، رنگ می کردیم

 

دچار عادت خود، تند وتیز می خوردیم

 

 

شبیه  فنج  قفس  آب  و دانه ی خود را

 

مقابل همه، باجست وخیز می خوردیم

 

 

و در سراب  سرازیر می شدیم  ، آرام

 

وتوی کوچه ی احساس لیزمی خوردیم

 

 

من وتو  کودک  این روز مرگی  هائيم

 

که خنده های  خدا  را  لذیذ  می خوردیم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 67 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ايراني

سلام ..خسته نباشيد ... شعر هاتون عالی و بسيار زيبا هستند ... اميد وارم هميشه ... قلمتون همين قدر زيبا و روان باشه شاد باشيد .. خدانگهدار...

ايراني ///

سلامی ديگر .. جناب عطايی اگر اشکال نداشته باشه شما رو لينک کردم و باز اگر ايراد نداره در راه اصلاح اشعارم از شما کمک بگيرم ممنون که شعرم را نقد کرديد ..

مهدی هوازاده

سلام رفيق........شما هم هميشه ژر غزل بمونی و البته نو و جديد..يا علی!

gharibe ashena

با سلام با تسليت ايام محرم و با تشکر از حضور گرم شما در جزيره تنهايی سرزمين عشق من اپم پس باز هم مسافر جزيره تنهايی ام باش با تشکر: اميد

رضامحمدي

سلام! زبان غزلهايت منحصر بفرد است اما گاهي از زبان تغزل فاصله مي گيرد ومفهوم بعضي واژه ها گنگ به نظر مي رسد ،به روز كردي خبرم كن.

sara

شب ندارد سر خواب مي دود در رگ باغ باد، با آتش تيزابش، فريادكشان پنجه مي سايد بر شيشه ي در شاخ يك پيچك خشك از هراسي كه زجايش نربايد توفان من ندارم سر يأس با اميدي كه مرا حوصله داد باد بگذار بپيچد با شب بيد بگذار برقصد با باد گل كو مي آيد گل كو مي آيد خنده به لب گل كو مي آيد، مي دانم، با همه خيزگي باد كي مي اندازد پنجه در دامانش روي باريكه ي راه ويران گل كو مي آيد با همه دشمني اين شب سرد كه خط بيخود اين جاده را مي كند زير عبايش پنهان شب ندارد سر خواب شاخ مأيوس يكي پيچك خشك پنجه بر شيشه ي در مي سايد من ندارم سر يأس زير بي حوصلگي هاي شب، از راه دور ضرب آهسته اي پاهاي كسي مي آيد احمد شاملو

ريگو

سلام با«۲۰ پرده تا تمام شدن با ۱۲ شاخه به نيت ۱۲ امام» بروزم. يا حق

gharibe ashena

با سلام ممنون از حضور سبز شما در جاده های سرزمين عشق من اپم پس باز هم مسافر جزيره تنهايی ام باش با تشکر: اميد